خواستم از پشت چشمهایت رابگیرم 

دیدم طاقت اسمهاییکه راکه میگویی

ندارم.

گفتم تو شیرین منی گفتی تو فرهادی مگر؟

گفتم خرابت میشوم گفتی تو ابادی مگر؟

گفتم ندادی دل به من گفتی تو جان دادی مگر؟

گفت زگویت میروم گفتی تو ازادی مگر؟

گفتم فراموشم نکن گفتی تو در یادی مگر؟